متن روزشمار روزهای منتهی به توپ بستن مجلس بقلم یکی از وزرا(که ازمتن نوشته شناخته نشد)؟خطاب و گزارش به یکی ازمعاریف(احتمالا حاجی میرزا ابوطالب زنجانی)

در سال 1290 امپراتوری روسیه تزاری به بهانه استخدام مستر شوستر آمریکایی برای خزانه داری ایران و پیامدهای ناشی از آن، به دولت ایران اولتیماتوم داد و ارتش روسیه در آذربایجان دخالت نظامی کرد ومجلس ایران که اولتیماتوم روسیه را رد کرده بود بر اثر فشار دولت روس تعطیل شد. جنایات و مداخلات روس‌ها در ایران موجب آن شد که علمای نجف عکس‌العمل شدیدی نشان دهند و آخوند ملاکاظم خراسانی که از مراجع تراز اول اسلام بود به قصد حرکت به ایران و مقابله با این تجاوزات با همراهان خود عازم ایران شد. اطلاعیه‌ای از سوی آن زعیم فقیه صادر شد.

این متن یکی از آن اعلامیه‌هاست که برای خطاب به علما و مردم ایران از سوی آن زعیم عالی‌قدر صادر شده است.

 

خلاصه شهر جمادی الاولی ( همان جمادی الاول) –( این نوشته با پروا به رخدادهای درون آن و همچنین نام روزهای هفته و نام ماههای قمری برای سال 1326 قمری بوده -برابر با خردادماه 1287 خورشیدی- که  این پیشامدها چند روز پیش از به توپ بستن مجلس شورای ملی بوده است  )

 

یکروز قبل از شهر جمادی الاولی حضرات رجال محترم و تمام اعیان و هیئت کابینه و وزراء در خانه عضدالملک اجتماع می نمایند و اغتشاش امورداخلی و سرحدات و ناامنی و بی نظمی و تعویق ادارات وزارتخانه را مطرح میکنند که تمام این نواقص را ما وزراء که مسئول مجلس و ملت ایران هستیم از عدم مساعدت شخص محمدعلی شاه می دانیم و چندنفری که در اطراف وجود او پروبالی بازکردند قوه متصرفه در شاه دارند و خیالات انها بر ضد ملت است لذا شاه را از همراهی ملت منصرف نموده به حرکات مستبدانه وادار می نمایند و بالجمله ما وزراء و رجال نمی دانیم نوکر ملتیم یا ملت، اگر دولتیم مسئولیت و فحش ملت یعنی چه ، اگر نوکر ملت هستیم اطلاع می دهیم که کار مملکت با بودن این محذورات اصلاح نخواهد شد این اجتماع اگر چه اهمیتی نداشت ولی به ملاحظه اینکه از ماخذ صحیح محکمی این جمعیت را کردند و مقصد بزرگ عمده در نظر داشتند خیلی اهمیت به آن دادند تمام انجمن ها نماینده فرستادند ، شاگردهای بعض مدارس با بیرق های سفید وارد شدند و لوایح مهیجه و خطابه های مفصله قرائت کردند رفته رفته قوتی گرفت، آن وقت مستدعیات خود را فهرست کرده توسط وزیرداخله و عضدالملک حضور فرستادند از آن جمله انفصال از شغل و منصب و تبعید چند نفر از اجزاء شخصی شاه از قیبل امیربهادر، مجلل السلطنه ، شابشات (شاپشال) معلم شاه و علی بیک نوکرشاه و امثال ذلک و دیگر برداشت سیم تلگراف شخصی از عمارت گلستان و دیگر کمال همراهی با مجلس و ملت و امثال ذلک با اینکه در صورت ظاهر ملت را بر این اعتراض حقی نبود شاه را میرسد کمال استنکاف از پذیرفتن نماید ولی با کمال مسالمت خطابه مشیرالسلطنه وزیر داخله از قول شاه نوشته که چنانچه ملت خواسته بودند این چندنفر را از کارها منفصل و تبعید نمودم جمعیت خانه عضدالملک متفرق شدند. 

 

در یوم چهارشنبه سوم جمادی الاولی امیربهادر در سفارت روس متحصن گشت ولی شهر حالت اضطراب کاملی داشت ،تمام مردم از هر طرف منتظر جنبش فوق العاده بودند به همان ملاحضه که عرض شد کمال تمکین شاه از این مطلب اسباب حیرت بوده با آنکه تا یکدرجه استعداد در اطراف ارک حاضر داشت از پنج شنبه چهارم جمادی الاولی  دو ساعتی به ظهر مانده بغتته شاه به باغشاه حرکت میکند در هنگام حرکت قزاق و سرباز سیلاخوری حرکت فوق العاده می کنند، ضمنا یک دو تیر به هوا در میکنند مردم به خیال اینکه از طرف دولت اعمال قهریه و حربیه می شود ترسیدند در ظرف نیم ساعتی تمام دکاکین و بازار بسته شد و انجمن ها ریختند به مجلس بااسلحه و سربازان ملی هم با کمال انتظام حاضر شدند  شاه هم از بیراهه با کمال عجله به باغ شاه رفت و به مجلس ابلاغ کرد که این اجتماع یعنی چه؟ ،من به جهت دوران سری (سرگیجه) که پیدا کردم به عزم تفرج به باغشاه حرکت کردم ، ملت برای چه به مجلس جمع شده اند مگر عداوت شخصی بامن دارند،مجلس هم مردم را مجملا تفرقه  کرد.

 

روز یکشنبه 7 جمادی الاولی نظر به مقصود محترم عالی که بعد از این تلوا  اظهار میشود حضرات روسای مجلسین و رجال بودن شاه را در باغشاه صلاح ندیدند هیئتی از طبقات محترمین علماء و وکلاء و رجال تشکیل داده رفتند به ۷ باغشاه برای استمالت شاه و استدعا و معاودت به شهر تا رفته رفته آن مقصودعالی را در شهر انجام دهند . ریاست عمده این هیئت رجال جناب عضدالملک بودند که موسسین بساط خانه خود را اطمینان داده بودند و حضور برده بودند پس از انکه حضور به هیچ یک از انها خوش نمی گذرد جلال الدوله و علاءالدوله و سردار منصور را به امرشاه گرفته حبس میکنند،عضدالملک به ملاحظه اینکه اطمینان امنیت به آنها داده بودند خودش هم میماند به خیال انکه البته از ریش سفید ایشان خجالت خواهند کشید و حضرات را عفو میکنند ولی سوءالقضاء این ملاحظه را نمی کنند بلکه دو روز وشب حضرات آنجا محبوس بودند ،عضدالملک هم باغشاه توقف کرد و اثری اصلا نبخشید ملاقات شاه میسر او نشد ؛ خبر توقیف حضرات که به مجلس رسید تمام مشروطه خواهان و رجال و تمام مقدمین بساط خانه عضدالملک، به اضطراب افتادند؛ فریاد کشیدند ،رعدها و برقها بود که در جو ظلمات دیده می شد ،جناب آقامیرسید محمددر خانه مشیرالسلطنه نطقها غیورانه کردند که بلند آسمان بر زمین افکنند.

 

روز دوشنبه 8 جمادی الاول اعلانی از طرف شاه به تمام شهر منتشر گردید محصل مضمون او، ملت ایران این اقدام در حبس و توقیف این اشخاص را حمل سوئی نکنند دولت ایران چنانچه در نزد تمام دول معرفی کرده ایم در عداد دول مشروطه کنستیتون محسوب است گرفتن این اشخاص به جهت آن اضلال و افسادی است که از آنها معلوم ما شده و البته تمام مفسدین را خواهیم گرفت. ملت به کمال راحتی مشغول کارهای خود باشند عموم مردم از رویت این دستخط اظهار بشاشت کردند و در حقیقه باب اعتراض که برشاه داشتند مسدود شد.

 

روز چهارشنبه 10 جمادی الاول یکدسته سرباز ملی اعضاء انجمن شاه قلی آباد به ریاست سیف الملک پسرآقا وجیه لباس رسمی پوشیده بطرف مجلس آمدند و سایر انجمن ها را هم دعوت کردند رفته رفته جمع شدند به همان وتیره سابقه در حجرات و غرفات مدرسه سپهسالار اجتماع کردند فریاد مرده باد محمدعلی شاه بلند شد اظهار کردند که آنچه اصل قانون اساسی را دولت نقض کرده و باید بعد از استنطاق مجازات شود والا محمدعلی شاه میرزا را به سمت سلطنت ایران نمی شناسیم و یا انکه ایران مشروطه نیست و ملت برای استیفای و تدارک حقوق خود و اعاده احترام شئونات مواد قانونیه مملکت خود به تمام قوای خود جدا و اکیدا ایستاده و تا آخر نفس خود مضایقه ندارند. در همین روز علاء الدوله و جلال الدوله و سردار منصور را تحت الحفظ به  سختترین وضعی بردند به مقصد کلات یا قندهار است نمی دانم جناب عضدالملک هم گاه به شهر مراجعت کردند تمارض کرد از طرف مجلسیان هم لوایحی بر ضد شاه بطور غیررسمی منتشر شد .تمام فساد و بی نظمی را به عهده ی دولت وارد آورده بودند از طرفین اقدامی نشد تا روز پنج شنبه یازدهم که چند نفر قزاق دولتی از طرف مجلس عبور میکردند، امیرخان سردار تفنگهای آنها را گرفت، خبر به اردو می رسد خیلی اسباب غلیان می شود ، دراین بین پی در پی استعداد قشونی در خارج شهر اطراف باغشاه رو به تزاید است الساعه به جمعیت اردو انچه حاضررکاب و مسلح است ده هزار می شود و گویا تا پنجاه هزار تدارک خواهند دید . عراده های توپ متعدد بودند ذخیره را بردند تمام قوه سلطنتی خارج شهر است

 

 و روز جمعه 12 جمادی الاول چهارساعت به غروب مانده دستخط محکمی در کمال سختی از طرف شاه به مجلس و مجلسیان ابلاغ میشود بتوسط حشمه الدوله و شمس الدوله که چنانچه در دستخط خودمان سابقا مقرر فرمودیم حضرات مفسدین که مایه اختلال مملکت و قطع روابط محبت بین دولت و ملت شدند خواهیم ماخوذ داشت بدون تقبل ؟ توسط از آنها ما را نه با مجلس نه با مشروطه و نه عامه رعایا سخنی نیست این اجتماعات برای چه اگر تا یک ساعت دیگر متفرق نشدند خودمان به قوه قهریه متفرقشان خواهیم کرد و ضمنا چهار عراده توپ در خارج شهر بود  به سختترین وضعی گرفتند که حضرات رجال و اعیانی که در اطراف مجلس خانه داشتند تخلیه کردند از خوف توپ بعد از یکساعت جمعیت بالتمام متفرق شدند مجلس خلوت شد امیرخان سردار یعنی سیف الملک را هم گرفتند بردند از توسط شمس الملک پسرعمویش قرار شد برود فرنگستان این فقره فتح نمایانی شد برای دولت و کمال عجز و ضعف مجلسیان را  آشکار نمود.

روز چهارشنبه 14جمادی الاول بازار بسته طرف عصر در مجلس جمع شدند و قرار شد لایحه ای که کاشف از مستدعیات ملت است مجلس بحضور اعلیحضرت بنویسند با هیئتی از محترمین وکلاء وغیرهم بحضور شاه گسیل دارند و خلاصه مضمون آن لایحه بعد از یکساله بدبختی ملت ایران بعد از این مصارف با مرحمت شاهانه دستخط مشروطه مرحمت شد در این مدت وقایع مهمه هم مانع پیشرفت مشروطه است مشاهده شده و همه را تحمل کردیم و اینک نقض مواد قانونی را هیچ محملی نمی توان تصور کرد دیگر ملت اطمینان ندارد باید شخص اعلیحضرت ملت را مطمئن فرموده در حفظ اساس مشروطه و اعاده احترام مواد قانونی به جبران مامضی  والا نتیجه وخیم خواهد داشت ما وکلاء هم میشویم سایر ملت

 

خود دانید با کمال  وعده وعید و نصیحت و توبیخ این لایحه را بتوسط  محترمین از وکلاء رئیس و غیر ظهیرالاسلام و آقامیرسید محمد حضور بردند اگرچه صورتا در مجلس جمعیت رسمی نیست ولی مواد جمعیت محفوظ است، بازارها هم نوعا بسته محسوب میشود، حضرات که لایحه پیش شاه بردند خیلی مندک؟ میشوند که شاه خیلی بی اعتنایی میکند و بدون اذن جلوس سلوک میکنند پس از خواندن یک سطر از لایحه دور می اندازد، و ایشان را مرخص میکند، گفته است جواب را می فرستم یا اصلا صحبت جواب  با آنها نکرده است فیه اختلاف بعد از آن وزراء را احضار میکند و عرق سلطنتی حرکت میکند، با کمال جوش نطق کرده که کار از کار گذشت که پیمانه صبر وتحمل مرا پر کردند چنانچه مدیر انجمن اذربایجان و روزنامه صوراسرافیل در مجلس مرا به سمت سلطنت نمی شناسند دور مجلس نطق میکنند من هم از این ساعت خود را به سمت سلطنت نمیشناسم وقتی من ماخوذم به قانون اساسی که سلطان رسمی باشم پدران من این مملکت را به ضرب شمشیر مسخر کردند من هم یادگار آنها هستم، برآنها بود مسخر کنند برمن است تا حفظ کنم تا ممکن است حفظ میکنم و تا همه جا حاضرم پس از نشر اینگونه مذاکرات مایوسانه تکلیف ملتیان طور دیگر شد نشستند فکرها کردند.

 

روز دوشنبه 15 جمادی الاول هم بازار بسته بود طرف عصر میرزا سلیمان خان مدیر انجمن برادران دروازه قزوین که اول انجمن محترم طهران است و غالب این اقدامات به همت؟ این انجمن انجام داده می شد، بردند باغ شاه مجددا جارچی جار کنند که بهانه وفات؟ تمام شد فردا اگر دکاکین باز نشود چه ها خواهید دید و از طرف انجمن اصناف جار کشیدند تا کار یکسره و تکلیف روشن نشود نباید باز کرد، تاکنون بازار بسته است ، استعداد دولت آن به آن در حال تزاید است طرفین مشغول کار هستند و در کمال سختی ایستاده اند دولت به بهانه گرفتن مفسدین مشغول تدارک است و مجلسیان بعنوان نقض مواد قانون اساسی ، این حالت بود تا روز جمعه 19 ، که طرف عصر مجلسیان دوباره اجتماع کردند و اذن عام داده مردم را به خود دعوت کردند، و دوباره در مسجد سپهسالار اجتماع میکنند، این دیگهای تازه باررفته افتتاح شد ، تا آن حالت فهرست مختصر حسیات و نقلیات بود این مردم بی انصاف کار را بجایی رساندند که در مجلس محرمانه خودشان نشسته اند، و آخرین فکری که برای اضمحلال محمدعلی شاه کرده بودند خواستند اجرا کنند که هیئتی از علماء و وکلاء و رجال و وزراء با کمال محبت به حضور بروند دفعتا شاه را ؛ دور شاه را بگیرند و محبوس نمایند و بعد از آن به میل خودشان سلطنت را در حراج گذارند، هرکس پول زیادتر داد مال اوست ، مقدمتا برای تحقق این مطلب لازم بود که قوای مدافعه محمدعلی شاه را قلع و قمع نمایند، و اجزاء خاصه او را طرد نمایند مصادف شد این مقصود با تنافس شخصی که بین امیربهادر و جلال الدوله افتاد،  و از صمیم قلب در مقام معاوات با امیر شده ، این بود شالوده اجتماع خانه ی عضدالملک را دور کردن حضرات از اطراف شاه ریختند تا یکدرجه به مقصود رسیدند.

 

این معنی را خواص سیاسیون کشف کرده ، شاه هم محرمانه بر این مطلب مطلع شد و بطور فرار بغتته (ناگهانی)  از شهر خارج شد و هیئت رجال محترم که مجددا در باغشاه بحضور رفتند جلال الدوله و علاء الدوله و  سردار منصور گرفتار شدند برای اعاده شاه و انجام همان مقصود بود، بی خبر از این که شاه از این معنی واقف شده، و حال درصدد تلافی است . این حالت فعلی ایران را به هیچ نقطه از نقاط عالم نمیتوان تشبیه کرد و پارلمنت که هیئت مقدس امناء ملت نشسته اند و بی جهت خود را از لوث هرگونه خلاف قانون منزه میدانند، کلاه نمدی را تحریک میکنند در مقابل صدهزار نفر داخله و خارجه فریاد میکنند تکلیف ملت ایران اینست که پسر ام الخاقان را بیاوریم در استنطاق و بعد از آن مثل لوئی شانزدهم سر او را باماشین قطاعه قطع نمائیم؛  آنوقت فریاد احسنت احسنت بلند شد بدیهی است طرف مقابل هرقدر عاجز باشد تا هردرجه که ممکن باشد ولو بر خلاف مصلحت شخصی خود اقدام غیورانه میکند، 

مطلب سختی شده، شاه هم به اسم گرفتن مفسدین مشغول استعداد است ولی البته مقصود بالاتر است بهانه حضرات مجلسیان نقض مواد قانون اساسی است، اولا گرفتن آن چند نفر بدون استنطاق در عدلیه ثانیا تبدیل حکومت طهران به حاجب الدوله ثالثا تبدیل رئیس نظمیه رابعا تبدیل رئیس تلگرافخانه ودادن به مخبرالدوله ،خامسا جواب مساعد ندادن به ملت در جواب لایحه مجلس و امثال ذلک  احتمال میرود اگر یک دو روز دیگر اجتماع حضرات کشیده شود چنانچه تدارک مفصل دیده شده اعمال قوه قهریه و حربیه برای تفرقه آنها بشود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *