در تهران اشغال شده چه می گذرد؟

 

تهرانیها که تا پیش از شهریور 20 شدیداً تحت نظارت شهربانی بودند با شنیدن خبر استعفای شاه و تغییر دولت به تدریج ترسشان ریخته و در هر محفلی لب به انتقاد گشوده اند. مساجد و مجامع مذهبی که در سالیان گذشته با احتیاط تمام مراسم مذهبی را برپا می داشتند اینک دوباره رونق گرفته و چون در گذشته چادر ممنوع بود اینک تعدادی از خانم ها دوباره چادر بر سر کرده و در خیابانها  با آزادی رفت و آمد می کنند و هیچ پلیسی مزاحم آنها نمی شود . ورود و خروج از تهران یا از شهرستان به شهرستان دیگر که پیش از آن با اجازه ی شهربانی انجام می گرفت ملقی شده است.

روزنامه ها که جرات انتقاد از موسسات دولتی را نداشتند لب به انتقاد گشوده اند ارزاق به ویژه نان در شرایط بحرانی است. نان خوب پخت نمی شود و مردم از این جهت ناراضی هستند. حضور سربازان خارجی در خیابانهای تهران همراه با کنجکاوی تهرانیها است. سینما ها دوباره باز شده و مانند گذشته مشتریان خود را دارد سینما ها جز تغییر ساعت نمایش تغییری در وضعشان آن داده نشده. اخبار مذاکرات مجلس دهان به دهان می گردد و بازار شایعات گرم شده و رستورانهای تهران اشغال شده و مشتریان تازه ای پیدا کرده اند.

آنچه در پایان این گزارش از نظر خوانندگان گرامی می گذرد تا حدودی نشانگر اوضاع و احوال پایتخت پس از اشغال است. روزنامه ی اطلاعات با توجه به سانسور لب به انتقاد از کارمندان دولت گشود و فحوای آن نشان دهنده ی آن است که در گذشته کارمندان دولت رفتار مناسبی با مراجعین نداشتند. مردم نگرانند و هنوز پایان گرفتن یک دوران 20 ساله را باور ندارند. روزنامه ی اطلاعات چنین می نویسد:

وظایف آینده کارمندان دولت

(پیش از هر چیز باید این نکته را متذکر شویم که سرآغاز و دیباچه تمام اصلاحات و ترقیات ایمان و عقیده کامل به کار میباشد.

وبه همین جهت اگر کسانی که متصدی امور میباشند ایمان و عقیده کامل به کار خود نداشته باشند نمیتوان از آنها انتظار داشت که وظایف خود را به طرز پسندیده و شایسته ای انجام بدهند و جریان کارها بر وفق مراد باشد.

متاسفانه باید اعتراف نمود در سالهای اخیر چیزی که کمتر مشاهده می شدهمین ایمان و عقیده بود و از این رو در تمام جریانات کارهای اداری و غیر اداری ما تقریباً این بی ایمانی و بی عقیدگی حکمفرما بود و جز سلسله تظاهرات و خودنمائی های بی روح چیز دیگری دیده نمیشد.

هیچ یک از مامورین و کارمندان دولت وظایف خود را از روی ایمان و عقیده انجام نمیدادند و هیچ کس به کار خود مومن و معتقد نبود.

ظاهراً چرخ های امور اداری ما می گردید ودر پاره ای قسمتها نیز سرعت بی مانندی از خود نشان میداد ولی در باطن هیچکاری جریان صحیح و قانونی نداشت. ادارات و وزارتخانه ها همه هدف اصلی خود را که برطرف ساختن احتیاجات و نیازمندیهای مردم و  کشور میباشد گم کرده بودند و هیچ کس خود را موظف نمیشمرد که برای اصلاح امور کشور و مردم قدمی بردارد.

به همین جهت کم کم اعتقاد و ایمان مردم هم از ادارات دولتی و وزارتخانه ها سلب شده بود و کسانی که سر و کار آنها با ادارات دولتی بود ناگزیر بودند برای پیشرفت مقصود خود به وسائل نامشروع و گوناگون غیر قانونی  متوسل شده و از طریق واسطه و اغلب دادن رشوه کار خود را انجام دهند و کسانی که پول یا واسطه نداشتند اغلب محروم و مظلوم واقع می شدند و از همه بدتر یارای دم زدن هم نداشتند.

البته ما نمی خواهیم در اینجا همه کارکنان دولت را مقصر و گناهکار بشماریم زیرا یقین داریم در میان کارکنان دولت اشخاص درست کار و وظیفه شناس و خدمتگزار فراوان بوده و هست و اکثریت
قریب باتفاق را تشکیل می دهند ولی چون جریان امور اصولاً صورت صحیحی نداشت وجود این اکثریت هم در بهبود اوضاع چندان موثر نبود و از یک طرف وقتی به شکایتها و شکوه های کارکنان دولت هم گوش میدهیم می بینیم وضعیت اغلب از آنها نه فقط بهتر از وضع سایر مردم نبوده بلکه بدتر بوده است.

پایه حقوق مامورین دولت از بیست سال پیش هیچگونه تغییری نکرده و حال اینکه هزینه زندگی بیش از ده برابر ترقی نموده و جز مامورین دولت که درآمد آنها ثابت مانده درآمد سیر مردم افزون شده است. و همین مسئله موجب شده بود که بعضی از کارکنان دولت به خلاف وجدان و عقیده ی خود برای تامین زندگی خویش به کارهای خلاف قانون و نامشروع تن در دهند. در حالی که اگر زندگی این قبیل اشخاص دولت که از آنها انتظار کار و درستی و صحت عمل را داشت تامین می شد شاید هرگز سو استفاده و کارهای نامشروع نمی کردند.

البته باید نبودن تشویق و قدرشناسی از خدمتگذاران صدیق را هم به این مسئله اضافه نمود که به جرم عزت نفس و پاکی و گوش ندادن به توصیه و سفارشهای این و آن از رفقای اداری خود عقب میماندند و در نتیجه یاس و نا امیدی  ایمان و اعتقاد آنها نیز از کار سلب میشد.

یک علت مهم دیگر هم که بر جسارت مامورین وظیفه نشناس و نادرست افزوده بود آزاد نبودن مطبوعات بود که نمیتوانستند حقایق را بی پرده فاش نموده و اولیای امور را به اشتباهات و خطاهای خود واقف سازند. و بدیهی است در جامعه ای که نتوان سخن راست و درست را گفت و مطبوعات هم که به منزله چشم و گوش ملت می باشند از روی اجبار کور و کر باشند اینگونه خطاها و پیشامدهای ناگوار روی خواهد داد و بازار سو استفاده ها و تظاهرات رواج خواهد گرفت.

ما معتقدیم نخستین چیزی که ما را به اصلاح امور کشور کامیاب می سازد این است که حس مسئولیت و ایمان و وظیفه شناسی را که دیر زمانی خفته بود بیدار نمائیم.

ما در آینده انتظار داریم کارکنان دولت وظایف خود را از روی صداقت و راستی و ایمان مطابق قانون انجام دهند ولی دولت هم وظیفه دارد که  خیال کارمندان خود را از لحاظ زندگی راحت نموده و پایه حقوق آنها را بالا برده تا بخودی خود از سو استفاده ها جلوگیری شده و مامورین نیز همه به کار خود مومن و معتقد گردند و با دلگرمی و مسرت فراوان کارهای خود را انجام دهند و مردم نیز به نوبه خود به ادارات و کارکنان دولت اطمینان و اعتماد کافی پیدا نموده و همه یک دل و یک جهت و با ایمان کامل برای ترقی و پیشرفت کشور و بهبود وضع زندگی فردی و اجتماعی کوشش نمایند.

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *