2-لیلاوا-تقدیم به تبریزیان عزیز در هر کجا که هستند

 

 

این کوی در جنوب تبریز قرار دارد و در زمان های گذشته، چون قسمتی از آن ارمنی نشین بود، به آن بخش ارمنستان(بیرون از قلعه) هم می گفتند که در دفتر ها و نقشه ها نام این کوی را به غلط «لیلی آباد» یا «لیل آباد» می نویسند که معلوم نیست «لیلی» که بوده و کی بوده که این کوی را آباد کرده است. ولی بومیان شهر، این کوی را «لیلاوا» می نامند که به نظر ما شکل اصلی و درست نام نیز همین است.

این نام برای نخستین بار در صریح الملک جهانشاه قراقویونلو (869ه.ق) به صورت کوچه و باغ «لیلاوا» که باغ جزو موقوفات او بوده است، ظاهر می شود و می نویسد:

«باغی که معروف به «لیلوا» است در بیرون شهردر خارج دروازه ی نهاد مهان(مهادمیهن) می باشد و محدود به باغ نوخیذ و به باغ ورثه سدیدالطبیب و باغ احمد آباد و امیر منصوربن افی ذاهد و باغچه مطهر و به باغ کولخیذ و به کوچه نوخیذ و به کوچه لیلو است…»

از این عبارت ها معلوم میشود که باغ و کوچه «لیلوا» در بیرون از قلعه شهر نزدیک به دروازه ی مادمیهن، قرار داشته و همانست که بعداً نامش تسری پیدا کرده و شامل همه کوی احداثی گردیده است.

واژه ی «لیلاوا» یا «لیلوا» از دو بخش «لیل» و «اوا» پدید آمده است ،بخش نخست که «لیل» است بر مبنای گویش مردم تبریز ، به سه معنا می تواند باشد:

یکی به معنای «نیل» و «نیلی» یعنی رنگ کبود و آبی ،زیرا تبریزیان نیل را «لیل» تلفظ می کنند       و تبدیل «ن» به «ل» از لحاظ زبان شناسی ممکن و معقول است و نمونه های فراوان دارد و چنانکه گل نیلوفر را نیز«لیلوفر» یا با تخفیف «لولفر» می گویند.

در این حال با دادن معنای آب و چشمه و قنات به «آوا» و «اوه» می توان گمان برد که قدیمی ها، این کوی را به مناسبت رنگ آب یا چشمه و قناتش که در آنجا جاری بوده، چنین نامیده اند.

دوم، «لیل» را می توان شکلی از واژه «لیغ» یا «لغ» دانست که در زبان آذری به معنای «له» یا گل نرمی که از ته نشین شدن آبهای گل آلود در ته جویها و استخر ها و حوض ها پدید می آید دانست و این واژه با «له» و «لهیدن» و «له و لورده» فارسی هم ریشه و هم معناست.

گذشته از این ها، «لیلاو» در کردی سنندجی و اورامی نیز به معنای آب گل آلود و در کردی شمالی به معنای لعاب است و تبریزیان نیز لعاب را «لوغاب» تلفظ می کنند که با این واژه یکی است.

از آنجا که از نظر زبانشناسی ، «ل» و «ر» به «غ» قابل تبدیل است و در زبان ارمنی پول را «پوغ » و فیل را «پیغ» و لئون را «غوند» تلفظ می کنند ، می توان پذیرفت که نیل و لیل و لیغ نیز یک واژه به صورتهای گوناگون است. واژه ی «لیغ» همان است که بر سرنام روستای «لیغوان» که تبریزی ها آن را «لیوان» هم می گویند و پنیر و آبخوری هایش مشهور است، مشاهده می شود.

در خاک این روستا ،خاک رس چسبناک و نرمی وجود دارد که برای ساختن سفالبند های گوناگون از کاسه و کوزه و ستو، بسیار مناسب است. به همین جهت این روستا را از نخست «لیغوان» یعنی جایگاه و محل «لیغ» نامیده اند ولی امروزه به غلط آن را «لیقوان» می نویسند.

آبخوری های ساخت این روستا که دارای رنگ سرخ و عطر خاک مطبوع بود و به علت  تراوش در جریان هوا، آب را بسیار خنک نگاه می داشت و تبریزی ها به آنها  «لیقوان گودوشی» (گاودوش لیوان) می گفتند در سابق خواهان بسیار داشت.

قابل توجه این است که اصطلاح «لیوان» که امروزه به آبخوری ها و لیوان های شیشه یی و بلوری در سرتاسر ایران اطلاق می شود، از همین گاودوش های لیون و لیغوان نشئت گرفته و معمول گردیده است.

سوم در فرهنگ ها ،«لیلو» را معنای استخر و آبگیر هم آورده اند و شاید بهتر بتوان گفت در زمان های دیرین، در مکان باغ یا زمین این کوی استخر و آبگیر بزرگی وجود داشته که به مناسبت ، آنجا را «لیلویه» می نامیده اند که سپس به صورت «لیلاوا» درآمده است.

نتیجه آن که نام این که با معنای دوگانه «آوه» یا «آوا» یعنی آب یا پسوند مکانی ،شامل جایی خواهد بود  که دارای آب گِل آلود یا چشمه آبی رنگ یا استخر بوده است و به هرحال هیچ ارتباطی  با «لیلی آباد» و «لیل آباد» که در دفترهای مالیاتی ودیوانی نوشته اند، نخواهد داشت.

 

(تقدیم به تبریزیان عزیز در هرکجای جهان که هستند)

یحیی ذکاء

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *