رفتن به محتوا رفتن به فوتر

گزارش‌های سرّی کلنل لیاخوف

گزارش‌های سرّی کلنل لیاخوف در مورد به توپ بستن مجلس

 در بررسی‌های تاریخ‌نویسان ایرانی پیرامون به توپ بستن مجلس شورای ملی توسط  «محمدعلی شاه»، کمتر گزارشی است که در آن به نقش روسیه تزاری در این مورد اشاره شده باشد، در حالی که دولت امپراتوری روسیه، برای ریشه‌کن کردن نفوذ انگلستان در ایران و خاورمیانه، پیشنهاد کننده و طراح این واقعه خونین بود.

گزارشات نظامی «کلنل لیاخوف» فرمانده بریگارد قزاق به فرمانده خود در تفلیس، نشانگر اصرار فوق‌العاده دولت امپراتوری روس برای به توپ بستن مجلس شورای ملی است و هدف روسیه تزاری ریشه کن کردن نفوذ انگلیس در ایران و تار و مار کردن مشروطه خواهانیست که متکی به حمایت دولت امپراتوری انگلستان بودند.

اینک متن چند گزارش سرّی لیاخوف به شاهزاده اعظم جانشین امپراتور در تفلیس، از نظر خوانندگان گرامی می‌گذرد؛

 

گزارش اول:

عالیجنابا

در تاریخ 26 ماه مه (8 ژوئن) اعلیحضرت شاه، اینجانب و مترجم اول سفارت روسیه را به باغشاه (محل استقرار ستاد ارتش شاه که در خارج از شهر قرار داشت) احضار نمودند و ضمن یک مذاکره خصوصی، موافقت خود را با پیشنهادات سابق اظهار داشتند. پیشنهادات مورد بحث که مفاد آن‌ها را قبلا به عرض عالی رسانیده‌ام، عبارت از این بود که مشروطیت را ملقی ساخته و مجلس را منحل و به وسیله نمایش یک رشته عملیات و تدابیری که جلوی دخالت و فشار دول اروپا را بگیرد، مجدداً همان رژیم حکومت مطلقه سابق را برقرار نماید. شاه ضمن موافقت خود اظهار داشت که تقاضای او این است که طوری اقدام شود که خونریزی در این راه هرچه ممکن است کم باشد ولی من در پاسخ این اظهار شاه، جسارت نموده و عرض کردم که در یک جدال و جنگی که واقع می‌شود، خونریزی امری ضروری و غیر قابل اجتناب می‌باشد. پس از مراجعت از “باغشاه” من و مترجم اول سفارت همان شب مشغول طرح ریزی نقشه اجرای عملیات آینده خود برضد آشیانه دزدان که در اینجا با عنوان (مجلس شورای ملی) نامیده می‌شود، شدیم. در این طرح خود، برای عملیات آینده اینطور ترتیب داده و قرار گذاردیم که تا آخرین لحظه عمل، بایستی مجلس و طرفداران آن را از یک طرف و سفارتخانه‌های اروپایی را هم از طرف دیگر، به کلی اغفال و در حال بی‌خبری نگاه داریم و به طور ناگهانی با استفاده از قوای نظامی متشکلی که داریم وسایل تصادم با آن‌ها را فراهم و آشیانه رشوه خواران را خراب نموده و حامیان و مدافعان آن را که در مقام مقاومت بر می‌آیند، نابود نمائیم. آن‌هایی را هم که پس از ویران شدن مجلس زنده می‌مانند، مورد تعقیب قرارداده و به مجازات‌های خیلی شدید محکوم نمائیم و چون می‌دانستم که عادت و رویه تمام مأمورین و مقامات رسمی در اینجا بدون استثناء حتی خود شاه بر این است که در هرکاری به موقع یا بی‌موقع خود را دخالت داده و نتیجتاً آن کار را خراب کنند، به همین جهت ما مقتضی دانستیم که پس از اینکه طرح و ترتیباتی که ما پیشنهاد کرده بودیم مورد قبول واقع شد، اینجانب بایستی مجری اصلی این عملیات شناخته شده و در انجام وظیفه خود دارای آزادی عمل کامل باشم به طوریکه مجبور نباشیم در مقابل اوامر دیگری از ناحیه هر مقامی که صادر شده باشد، تسلیم بشویم تا اینکه این مأموریت به طور کامل انجام یابد. اگرچه از اوامر و دستورات سابق آن عالیجناب طرز عمل و حدود اختیارات اینجانب کاملا واضح و روشن می‌باشد، معهذا جسارتاً از آن مقام عالی استدعا می‌نمایم که مقرر فرمایند، تصریح شود که اینجانب در این قضیه گذشته از شرکت سرّی، مشارکت علنی نیز داشته باشم.

موقعی که طرح مبارزه‌ای که ما تنظیم نموده‌ایم به تصویب وزیرمختار و شاه رسید، بدون تأخیر یک نسخه از آن را برای ملاحظه آن عالیجناب، تقدیم خواهم نمود.

در انتظار اوامر – کلنل لیاخوف

 

 

حمایت از شاه مستلزم به توپ بستن مجلس بود!

این گزارش نشانگر آن است که برنامه به توپ بستن مجلس شورای ملی مورد تأیید شخص امپراتور روس قرار گرفته است و جزئیات برنامه در پایتخت روسیه بررسی و تصویب شده است. توصیه روس‌ها برای برنامه بمباران مجلس شامل اقدامات نادرستی نظیر رشوه، پنهان کاری، توطئه، قتل عام، غارت منازل توسط اوباش، کشتار دستگیر شدگان و وعده‌های دروغین برای بازگشایی مجدد مجلس بود به طوریکه دستور داده شده بود هیچ یک از افراد ارتش ایران در این کودتا شرکت نداشته باشند.

 

اینک متن گزارش دوم از نظر خوانندگان گرامی می‌گذرد؛

لیاخوف

گزارش دوم:

عالیجنابا

ترتیب و طرحی که به وسیله اینجانب و مترجم اول سفارت تنظیم شده بود، از طرف وزیر مختار از مراجعه تلگرافی، به سن پترزبورگ، تقریبا بدون اینکه اعتراضی نسبت به آن بشود، به اصلاحات خیلی جزئی، مورد تصویب واقع گردید. اما شاه مثل هر ایرانی دیگر، مدتی در حال تردید بود و چون از خونریزی که لزوماً در این واقعه خواهد شد، بیمناک بود، شروع نمود به دادن بعضی پیشنهادات و تصورات بی مورد و صلح و اصلاح و غیره و ما با ملاحظه این طرز فکر شاه ناچار شدیم که آخرین وسیله قاطع خود را به کار بندیم، یعنی اظهار داشتیم که این ترتیبات مورد تصویب دولت روسیه واقع شده و برای مقابله با اوضاع و احوال فعلی، بهترین راه تشخیص داده شده است و چنانچه شاه ایران مایل نیستند که با این ترتیبات موافقت نمایند، روسیه دیگر به هیچ‌وجه از ایشان حمایت نخواهد نمود و نسبت به آنچه هم که بعد از این برای ایشان پیش آید از خود سلب مسئولیت می‌نماید. این اظهارات کاملا موثر واقع شده و شاه بدون معطلی موافقت خود را با آن ترتیبات اظهار و آزادی کامل برای اجرای عمل به اینجانب اعطا نمود.

نکات اساسی نقشه و ترتیبات پیشنهادی به شرح ذیل است:

  • با پول‌هایی که سفارت ما و شاه می‌دهند، رشوه‌هایی به نمایندگان مهم مجلس و وزراء داده شود به طوریکه آن‌ها بتوانند در جلسات آخر، همان خط مشی و نظری که به آن‌ها گفته شود، به موقع اجراء گذارند.
  • تا آخرین لحظه که تمام تدارکات و لوازم کار فراهم و کامل می‌شود، رابطه‌ی نسبتاً دوستانه‌ای با مجلس برقرار نموده و اینطور وانمود و اظهار تمایل بشود که مقصود این است که توافقی با مجلس بر اساس امتیازات و گذشت‌های طرفین حاصل شود و لذا بدین منظور وارد مذاکره نسبت به شرایط این توافق بشوند.
  • سعی شود که با رشوه دادن یا وسایل دیگر، افراد مسلح اطراف مجلس و مسجد و ساختمان‌های مجاور انجمن‌ها، از آن جا خارج شوند.
  • کوشش شود که اکثریت رهبران انجمن‌های بزرگ شهر را با دادن پول خرید به طوریکه در یک روز معینی از محل انجمن خارج نشده و اعضاء انجمن را در همان جا نگاه دارند.
  • یک روز قبل یا در وقت مناسب عده‌ای از قزاق‌ها را با لباس مبدل داخل مجلس و مسجد سپهسالار نموده بدین منظور که در هوا تیراندازی کرده و بهانه‌ای برای بمباران به دست بدهند و متعاقب آن تمام مدافعین را که در آن دو محل پیدا می‌شوند، به قتل برسانند.
  • برای اینکه هیچ‌کس از افراد ناراضی نتوانند در سفارتخانه‌های اروپایی مخصوصاً در سفارت انگلیس بست بنشینند، بایستی منتهای اقدامات جدی در این باره به عمل آید.
  • موقعی که تمام این تدارکات و مقدمات کار تکمیل شد، در یک روز معین، مجلس و ساختمان‌های مجاور را با قزاق‌های بریگارد و توپخانه محاصره نموده و آن جا را بمباران و تمام آن‌هایی را که مقاومت می‌نمایند، به هلاکت رسانید.
  • پس از بمباران آن‌جا، باید خانه‌های مشروطه طلبان عمده و نمایندگان سرشناس مجلس را به سربازها و مردم ولگرد برای غارت، تسلیم نمود.
  • بدون معطلی، رهبران عمده مشروطه طلبان و نمایندگان و طرفداران مجلس را دستگیر و آن‌ها را بر حسب موقعیت و اهمیت اجتماعی که دارند، به دار زد یا تبعید نمود.
  • برای تسکین خاطر مردم و برای اطلاع دول اروپا، ضمن انتشار اعلامیه‌ای، وعده داده شود که مجلس مجدداً منعقد خواهد شد.

 

شاه با ترتیبات مذکور موافقت نمود و اظهار داشت، بهتر است از قسمت قشونی ایران هم در این کار شرکت داشته باشند ولی اینجانب نظر به اینکه این موقع مناسب ترین فرصتی برای بریگارد قزاق می‌باشد تا خدمت واقعی خود را در حیات سیاسی دولت ایران انجام داده و هم موجب تسهیل حصول مقاصد دیگر بشود، با این نظر و تمایل شاه به طور قطعی و جدی مقاومت نمودم. اما در موضوع شرکت عملی و مستقیم خود اینجانب، در عمل بمباردمان با وزیر مختار که با این کار مخالف بود و ترس این را داشت که این عمل موجب اعتراض دول دیگر بشود، ولی اینجانب با در نظر داشتن اوامر آن عالیجناب و ملاحظه این نکته که افسران ایرانی هرقدر هم نسبت به روسیه صمیمی و فداکار باشند، باز هرچه باشد ایرانی بوده و ممکن است هنگام انجام عمل قطعی، احساسات ملی آن‌ها تحریک شده و کار را به کلی خراب کنند در این نظر که ممکن است خود شخص اینجانب از جهت صدور دستور در این کار مداخله داشته باشم، اصرار ورزیدم. اینجانب به آن عالیجناب اطمینان کامل می‌دهم که در این بریگارد قزاق که به من سپرده شده است، در بین افسران و هم درجه داران، انضباط و صمیمیت در انجام خدمات محوله، عالی است، مگر اینکه موانعی از خارج، در این کار بروز و مداخله نماید. اینجانب می‌توانم مسئولیت حصول موفقیت در این کار را برعهده بگیرم.

در انتظار اوامر عالی – امضاء کلنل لیاخوف

صدر الاشراف

 

اعتراض پادشاه انگلستان به دولت ایران و دولت تزاری روسیه موجب آن شد که مکاتبات دیپلماتیکِ دو دولت استعماری برای پنهان نگاه داشتن اهداف استعماری به کار افتد. دولت پادشاه انگلستان در مورد این واقعه مرگبار به دولت روسیه تزاری اعتراض کرد و به ویژه رفع فوری محاصره سفارت انگلستان را خواستار شد. جانشین امپراتور روس در قفقاز، جریان واقعه را از «کلنل لیاخوف» خواستار شد و لیاخوف دلایل محاصره سفارت را در یک گزارش رسمی برای فرمانده مافوق خود گزارش داد. «کلنل لیاخوف» در این گزارش به جانشین امپراتور در قفقاز چنین گزارش داده است؛

 

گزارش سوم:

عالیجنابا

در موضوع عمل قزاق‌ها در نزدیکی سفارت انگلیس که مانع ورود اشخاص به آنجا می‌شوند استعلام فرموده‌اید افتخار دارد توضیحات ذیل را به استحضار عالی برساند:

از گزارش‌های اولیه اینجانب توجه فرموده‌اند که مقصود از محاصره تمام سفارتخانه‌ها این بوده است که مانع دخول مردم به آنجا برای بست نشستن بشوند و اینکه اینجانب مقید بوده‌ام که این ترتیب، درست به موقع عمل گذارده شود.

اما نسبت به اقدامات مخصوصی که اینجانب بر ضد سفارت انگلیس نموده‌ام، علت آن از این قرار است که به عرض می‌رسد:

روز پنج (هجدهم) ژوئن اوائل شب اینجانب به وسیله تلفن به سفارتخانه احضار شدم و پس از حضور در آن جا وزیر مختار اظهار داشتند که به قرار اطلاعاتی که به ایشان رسیده است، سفارت انگلیس نسبت به اینکه چه نقشه و ترتیباتی از طرف ما تهیه و تدارک می‌شود بوئی برده و به طور مبهم حدسیاتی می‌زنند و قصد دارند به اشخاص ناراضی پناه بدهند که در آن جا بست بنشینند و بدین وسیله موجبات تضعیف نتایج عمل ما را فراهم آورند بنابراین ایشان به اینجانب متذکر شدند که در مورد سفارت انگلیس اقدامات مخصوص بیشتری نسبت به سایر سفارتخانه‌ها به عمل آید.

اما نسبت به این موضوع که وزیر مختار (بنابر آنچه گزارش داده شده) به اینجانب اظهار داشته‌اند که به جای محاصره نمودن سفارت انگلیس خانه‌ها و دکان و مغازه‌های اتباع روس را که در خیابان‌های نزدیک آن جا واقع است محاصره کرده بدین وسیله اشخاص را از دسترسی پیدا کردن به سفارت جلوگیری نمود باید عرض کنم که در آن موقع صحبتی در این باب بین ما نشد. اگرچه اینجانب تصدیق می‌کنم که این ترتیب، عاقلانه‌تر از آنچه ما عمل کریم می‌بود زیرا نتیجه نهایی همان می‌شد که می‌خواستیم. مضافاً به اینکه سفارت انگلیس هم مدرک مستقیمی برای اعتراض در دست نمی‌داشت. علت اینکه ما این ترتیب را اتخاذ نکردیم از این جهت بود که در آن حال هیجانی که برای انجام کار داشتیم این ترکیب و جور کردن کارها به فکر هیچ یک نرسید.

ضمناً افتخار دارد صورت اسامی افسرانی که به طور مخصوص ابراز لیاقت نموده و به عقیده من استحقاق دریافت نشان‌ها و مدال‌های روسیه را دارند پیوست این گزارش از لحاظ عالی می‌گذرد.

در انتظار سایر عوامل عالی – کلنل لیاخوف

تشویق آدم کُشان و قزاق‌های روسی

در گزارش زیر ملاحظه خواهید نمود که قزاقان روسی و جلادان باغشاه چگونه از طرف دولت تزاری و شخص امپراتور مورد تشویق قرار گرفته‌اند.

 

گزارش شماره 4:

 

عالیجنابا

مفاد ابلاغیه آن مقام محترم را که حاکی از اینکه اعلیحضرت امپراتور با نظر تفقد و عنایت ذیل اعلامیه تلگرافی والاحضرت نایب‌السلطنه قفقاز که عملیات قزاق‌ها را بر ضد پارلمان یاغی و شورش طلب گزارش داده بودند با دست خود مرقوم فرموده‌اند (آفرین بر قزاق‌ها و تشکر از قزاق‌ها و تشکر از افسران شجاع) در جلوی گروهی از افسران بریگارد که با جسم و جان خود فدائی روسیه و آمال روسیه هستند قرائت نمودم.

مراتب شعف و خوشحالی که از رسیدن و شنیدن این افتخار به آن‌ها دست داد قابل وصف نیست و فریادهای رعد آسای (هورا) تا مدتی ادامه داشت.

زبان اینجانب از بیان درجه حرارت و شور و شوق افسران، واقعا قاصر است. پس از قرائت این ابلاغیه شورای افسران اینطور نظر دادند که از اینجانب تقاضا شود که به وسیله آن عالیجناب و مقام محترم نایب‌السلطنه قفقاز احساسات خالصانه فدویّت معمول افسران بریگارد را به خاک پای پادشاه معبودمان تقدیم و کمال اشتیاق و آرزوی آن‌ها را به اینکه سرو جان خود را فقط به فرمان مقتدرترین فرمانروای کشور توانای روسیه نثار نمایند، به استحضار خاطر مبارکشان رسانیده و معروض دارند که آن‌ها حاضر هستند که برای اجرای اراده پادشاه همه چیز را فدا نمایند.

شادمان و خوشحال از ابراز الطاف و مراحم مقام ارفع اعلی – کلنل لیاخوف

 

در باغشاه چه گذشت؟

پس از بمباران مجلس شورای ملی، قزاق‌های روسی، نمایندگان دستگیر شده و سران مشروطیت را که در مجلس بودند دستگیر و به باغشاه بردند. در باغشاه که محل استقرار ستاد قشون شاه بود، گروهی از دستگیر شدگان را درجا کشته و گروهی را طناب انداختند (طناب انداختن به معنی خفه کردن با طناب است) و چون سفارت انگلیس به خاطر اینکه آزادی‌خواهان نتوانند به آن جا پناهنده شوند در محاصره قزاق‌ها بود، پادشاه انگلستان شدیداً به دولت ایران اعتراض کرد و عذرخواهی فوری دولت ایران را خواستار شد و چون دولت ایران قدرت مقاومت در برابر انگلستان را نداشت، شاه برای اینکه به کشتار آزادی‌خواهان در باغشاه جنبه قانونی بدهد، نماینده‌ای از وزارت دادگستری را ظاهراً، مأمور بازپرسی از دستگیر شدگان نمود و بدین ترتیب کشتار وحشیانه بدون محاکمه باغشاه متوقف شد. «محسن صدر» ملقب به صدرالاشراف که در سال‌های بعد در دوران پهلوی اول و دوم به مقام وزارت دادگستری و نخست وزیری و سناتوری رسید به خاطر اینکه در آن هنگام در باغشاه سمت بازپرسی را داشت به جلاد باغشاه مشهور شد. صدرالاشراف در خاطراتش در دفاع از خود خاطر نشان کرده است که او در سمت بازپرس برای خلاصی دستگیر شدگان، کوشش می‌کرده و در کشتار اسیران باغشاه دخالتی نداشته است.

اشتراک گذاری

ارسال نظر

0/100