مصدق

دکتر محمد مصدق نخست وزیر ایران در پی سفر موفقیت آمیز خود به نیویورک و شرکت در اجلاس سازمان ملل متحد برای اثبات حقانیت ایران در برابر بریتانیا وارد قاهره شد. این سفر تاثیری شگرف بر آینده اتفاقات در مصر گذاشت.دکتر محمد مصدق در روز 28 آبان سال 1330 شمسی در پاسخ به دعوت نحاس پاشا نخست وزیر مصر،وارد قاهره شد. او در شرایطی این سفر را آغاز کرد که حکومت سلطنتی مصر آخرین ماه های حیات خود را می گذراند و در عین حال قضایای مربوط به کانال سوئز می رفت که درگیری بزرگی میان مصر و بریتانیا به بار آورد. در آن شرایط ، حضور مصدق در مصر جز تشدید احساسات ضد انگلیسی مردم آن کشور به چیز دیگری تعبیر نمی شد. به همین دلیل بود که نه دولت انگلستان می خواست این سفر نابهنگام انجام شود و نه مخالفان دکتر مصدق در مجلس شورای ملی. استدلال نمایندگان مخالف مصدق این بود که مصر با انگلستان در حال جنگ است در حالی که ما با انگلستان در حال مذاکره هستیم و با آن دولت در جنگ نیستیم و مصدق نباید دراین شرایط به مصر برود.
از جمله این مخالفان جمالِ امامیِ خوئی، رهبر اقلیت مجلس شورای ملی بود.
دکتر مصدق زمانی پا به خاک مصر گذاشت که پیروزی ایران در ملی کردن صنعت نفت و اخراج انگلیسی ها از آبادان،مردم مصر را به هیجان درآورده بود و نیز ناآرامی ها،شورش و تیراندازی کماندوهای مصری به محل تمرکز نیروهای بریتانیا ، در سواحل کانال سوئز، به نحو بی سابقه ای شدت یافته بود. در همین احوال بود که دولت نحاس پاشا، برای فرونشاندن ناآرامی ها و تسکین افکار عمومی ،خبر ابطال قرارداد مصر و انگلستان که پانزده سال قبل آن را امضا کرده بود به اطلاع پارلمان رساند و نمایندگان مجلس، با هلهله و شادی از تصمیم دولت استقبال کردند. دعوت نحاس پاشا از نخست وزیر ایران نیز اقدامی در جهت جلب بیشتر پشتیبانی افکار عمومی مردم مصر و دیگر کشورهای عرب خاورمیانه بود.
این اتفاقات باعث شد که سفر دکتر مصدق به سرزمین مصر از نظر دولت انگلستان بدترین حادثه به شمار آید. زیرا سیاستمداران بریتانیا ناآرامی های مصر را، به طور مستقیم ناشی از اقدامات جسورانه دکتر مصدق می دانستند.
مصر در پایان جنگ جهانی دوم کاملا آرام بود ولی حوادث ایران (ملی شدن صنعت نفت) آن کشور را آشفته و خروشان کرده بود و این آشفتگی از«شط العرب» تا «نیل» را دربرگرفته بود و مصدق با پیژاما و تختخواب آهنی معروفش به صورت یک چهره جسور و تهدید آمیز درآمده بود،بدین ترتیب سفر مصدق به مصر در آن شرایط بحرانی اقدامی تهدید آمیز علیه منافع انگلستان شمرده می شد.
روز 28 آبان سرانجام هواپیمای حامل هیاًت ایرانی در فرودگاه قاهره به زمین نشست. هزاران نفر از مردم مصر برای استقبال از مصدق در فرودگاه قاهره اجتماع کرده بودند و با شعار «یحیی مصدق،یحیی ایران» مصدق و هیاًت ایرانی را خوش آمد می گفتند. به محض پیاده شدن مصدق از هواپیما مردم هلهله زنان او را از زمین بلند کردند و در یک چشم به هم زدن او را روی دست به طرف اتومبیل بردند.
خبرگزاری ها همان زمان استقبال کنندگان از نخست وزیر ایران را بیش از دومیلیون نفر تخمین زده بودند. در فرودگاه قاهره زمانی که مصدق و همراهانش از هواپیما پیاده شدند ،چندتن از وزیران مصرحضور داشتند، ولی از نحاس پاشا ، نخست وزیر مصر خبری نبود ، موضوعی که ناراحتی دکتر مصدق را در پی آورد.
غلامحسین مصدق می گوید: پدرم پس از اطلاع از غیبت او-نحاس پاشا- رنجیده شد. در برنامه بازدیدها پیش بینی شده بود که پدرم ابتدا به کاخ سلطنتی عابدین برود و دفتر مخصوص تشریفات را امضاء کند، ولی پدر امتناع کرد و گفت :ما در کاخ عابدین کاری نداریم،زیرا از سوی شاه (ملک فاروق) دعوت نشده ایم.
در مسیر بین فرودگاه تا هتل «شپرد» که محل اولیه اقامت مصدق بود، مردم در طرفین خیابان ها ایستاده بودند. با رسیدن آنان به هتل خبر رسید که نحاس پاشا برای نخست وزیر و خوش آمدگویی آمده است.مصدق که از غیبت او در فرودگاه آزرده شده بود، به بهانه خستگی و ضعف ناشی از مسافت طولانی ، به استقبال نخست وزیر مصر نرفت و در اتاق خود ،در حالی که دراز کشیده بود ، او را پذیرفت.
فرزند مصدق درباره این دیدار می گوید: «نحاس به محض ورود ،به سوی پدرم شتافت، دست او را بوسید و ورودش را به مصر خوشامد گفت. در همین موقع فریاد رعدآسای “یحیی المصدق” ساکنین قاهره، که خیابان های اطراف هتل را اشغال کرده بودند ، پدرم و نحاس را به اطراف پنجره مشرف به محوطه هتل کشاند. نحاس پاشا که به زبان فرانسه حرف می زد به پدرم گفت :این مردم برای خوش آمدگویی به شما اجتماع کرده اند،باید خودتان را از بالکن به جمعیت نشان بدهید. پدر به بالکن آمد.جمعیت موج می زد و مردم با فریاد خروشان خود شعار می دادند. پدرم که به هیجان آمده بود رو به نحاس کرد و گفت : برادر تو با این همه طرفدار باید انگلیسی ها را از کانال سوئز بیرون کنی.
این طعنه مصدق به پاشا چندان دور از حقیقت نبود چراکه همان زمان نیز رسانه های بین المللی در تحلیلی از استقبال مردمی از نخست وزیر ایران متفق القول بودند که استقبال بی نظیری از مصدق ، پیامی بود به رهبران مصر که باید همچون او دست استعمار انگلیس را از منافع مصر به ویژه کانال سوئز کوتاه کنند ؛کاری که بعد ها جمال عبدالناصر آن را انجام داد.
در این گزارش آمده است: «ساعت پنج بعدازظهر روز پنجشنبه 30 آبان دکتر مصدق و همراهان به تالار اتحادیه مطبوعات مصر که مملو از مدیران و نویسندگان و خبرنگاران و فضلای مصر بود وارد شدند. ورود هیاًت با کف زدن و ابراز احساسات شدیدی استقبال گردید. نخست وزیر ایران در بالای تالار کنار میزی که برای صرف چای گذاشته شده بود، قرار گرفت. طرفین ایشان علی ماهر پاشا نخست وزیر سابق و مفتی اعظم فلسطین و سپس چندتن از رجال بزرگ مصر نشسته بودند.
آقای اناطه پاشا ضمن نطق خود خطاب به آقای دکتر مصدق گفت : “مطبوعات مصر برای شناسایی شما منتظر امروز نشده بلکه در واقع از همان لحظه ای که شما درمیدان مبارزه میهن خود شروع به مبارزه کردید، این شناسایی آغاز گشت. ملت مصر شما را قبل از آنکه به دیدن ما بیایید شناخته و نامتان را در قلب خود حک کرده است.
فکری اناطه پاشا به ملاحظه حالت مزاجی نخست وزیر از ایشان تقاضا کرد خطابه خویش را نشسته پشت میزی که میکروفون هم جلوی ایشان گذاشته شده بود ،ایراد نمایند. لکن آقای دکتر مصدق قبول نکرد و جداً امتناع تمود از اینکه در چنین محفلی که مرکز اجتماع عناصری است که قدرت ملی مصر را در دست دارند نشسته نطق نماید. ناچار مستخدمی ماموریت یافت کنار نخست وزیر بایستد و میکروفون را با دست جلو ایشان نگه دارد.
اشک در چشمان نخست وزیر حلقه زد. این هنگامی بود که درباره شرکت سابق نفت و مظالم آن و اینکه صدها میلیون ثروت ملی ایران را برده است توضیح می داد.
محمد مصدق پس از چند روز اقامت در خاک مصر که به دیدار با مقامات دولتی ، فعالان اجتماعی ، روزنامه نگاران ، دانشجویان و علمای این کشور گذشت در پیامی که از رادیو قاهره پخش شد خاطره سفر مصر را ماندگار توصیف و برای موفقیت ملت مصر در راه مبارزه ای که آغاز کرده اند، دعا کرد.