تاریخ چگونه قضاوت می کند؟

در مورد احمد شاه قاجار در 89 سالی که از درگذشت او می گذرد، خاطره نویسان و محققان تاریخ معاصر مطالب ضد و نقیض فراوانی نوشته اند. برخی از معاصران وی او را ستوده و به گونه ی اغراق آمیز او را برترین پادشاه قاجار خوانده اند. تا آنجا که به یاد دارم تقی زاده در شمار این افراد است. و برخی از محققان و سیاستمداران او را پادشاهی طمّاع، بی عرضه ، وسواسی و بی اراده توصیف کرده اند و گروهی نیز به خاطر خوشامد سلسله ی جدید از او بدگوئی نموده و از هیچ گونه تهمت و افترایی فرو گذار نکردند. آنچه مسلّم است احمد شاه در برهه ای از زمان پادشاه ایران بود که اوضاع سیاسی میهن ما لحظه به لحظه و روز به روز در حال تغییر بود، یک روز خبر پیروزی عثمانی ها می رسید و مردم تهران خود را برای ورود قشون عثمانی به تهران آماده می کردند و روز بعد روس ها هجوم می آوردند و عثمانی ها عقب می نشستند در چنین شرایطی نه دولتها را ثباتی بود، و نه عزم و ارده ای می توانست کارساز باشد. آنچه مسلّم است به احمد شاه و سرگذشت او از دوران کودکی که به زور او را پادشاه کردند و او با چشمان گریان به تخت سلطنت نشست تا روزی که در غربت چشم از جهان فرو بست نباید با دید دوران پهلوی نگریست.احمد شاه پس از وقوع کودتا به خاطر بی حرمتی هایی که سید ضیاءالدین طباطبایی نسبت به او روا می داشت به اقتدار رضا خان متمایل تر بود زیرا رضا خان پس از کودتا مانند یک افسر زیر دست و فدایی شاه با او رفتار می کرد و اصولاً قزاق ها عملاً گارد محافظ و فداییان شاهان قاجار بودند به هر تقدیر مسئله ی شناخت احمد شاه، نیز مانند بسیاری از مسائل تاریخ معاصر بلاتکلیف باقی مانده است.سید ضیاء الدین طباطبایی در مصاحبه خود به احمد شاه بدگویی های فراوان کرد ولی هنگامی که گزارشگر از او می پرسد در مورد اینکه احمد شاه در سفر انگلستان در مهمانی پادشاه انگلیس از تائید قرارداد 1919 خودداری کرد و به توصیه وزیر خارجه اش که می گفت سلطنتت در خطر است توجهی نکرد نظر شما چیست؟ سید ضیاء در جواب سکوت می کند و جواب نمی دهد. مرحوم استاد رضوانی و شادروان عبد الحسین نوایی در شمار کسانی بودند که بازنویسی تاریخ معاصر را آغاز کردند و جای آن دارد که دانش پژوهان این رشته به اتکای اسنادی که دست نخورده در آرشیو باقی مانده در پیرامون این مسائل دست به قلم ببرند و تکلیف دوستداران تاریخ را روشن کنند. آنچه مسلم است احمد شاه به رغم همه کمبودها و کاستی هایی که داشت نسبت به مشروطیت و قسمی که برای حفظ قانون اساسی کشورش خورده بود تا حدودی وفادار باقی ماند و حتی در لحظاتی که احساس می کرد بر اندازان سلسله قاجار آخرین ضربه ها را بر پیکر این نهاد 180 ساله فرود می آورند تصمیم مجلس را حتی به ضرر سلطنت خویش محترم می شمرد. سندی که اینک از نظر شما می گذرد یکی از مهمترین اسنادی است که نشان دهنده ی چنین روحیه ای است و بی تردیدباید چنین روشی را از نکات مثبت او به شمار آورد.

 

. این سند را شادروان اعزاز ثقفی پسر مرحوم دکتر اعلم الدوله ثقفی پزشک ویژه مظفرالدین شاه قاجار 50 سال پیش در اختیار این نگارنده گذاشت.
متن تلگراف احمد شاه:
توسط ولیعهد؛ طهران؛نمره 5
ریاست مجلس مقدس شورای ملی ؛ وضعیات اخیر با مراعات قانون اساسی و سوگند مقدسی که در حفظ آن یاد کرده ایم، به ما حق می دهد که سلب اعتماد خودمان را از رئیس الوزرا وقت نمائیم. با وجود این، صلاح اندیشی مجلس شورا را رد نکرده ، امید داریم مجلس شورای ملی هم وظیفه مقدسه خود را در حفظ قانون اساسی ، کاملاً منظور داشته باشد. به ولیعهد هم امر شد به سردار سپه اطلاع بدهد که کابینه را تشکیل نماید.
[نقش امضاء: شاه]

مرحوم اعزاز ثقفی در حاشیه این سند چنین می نویسد:

کتابخانه حسین ثقفی اعزاز 8 خرداد1334
خط احمد شاه و مینوتی است که از پاریس از روی آن شاه به ولیعهد (محمد حسن میرزا)تلگراف زده که چون تمایل وکلای مجلس به رئیس الوزرائی سردار سپه می باشد وی کابینه تشکیل دهد.
این کاغذ را هم عیناً ، چون اصل کاغذ و خط شاه بود برای برادر خود ولیعهد ارسال داشته، ولیعهد کاغذ را به آقا میرزا ابراهیم قمی،نماینده مجلس شورای ملی که جزء نمایندگان اقلیت مجلس بود داده تا به سایر همکاران اقلیت نشان دهد و از مفهوم آن که از روی عدم رغبت بود آگاه شوند و چون در اثنای گیر و دار و به هم خوردن رژیم، ولیعهد کاغذ خود را دیگر مطالبه ننموده، این کاغذ نزد آقا میرزا ابراهیم باقی ماند. و بعد به توسط آقای مسعودی قمی فرزند عزیزشان به اینجانب داده شد و با مبلغ ناچیزی خریداری شد در صورتیکه بسیار مهم است.

[نقش امضاء:] حسین ثقفی
میرزا ابراهیم قمی(مسعودی) وکیل دوره دویّم و سوّم و چهارم بوده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *