نامه شماره 2 حاج سیاح

شریعتمدارا ملجاءالاناما

فدایت شوم تعلیقه رفیعه مبارکه را که به افتخار این احقر مرحمت فرموده بودند، زیارت نموده، بوسیده بر دیده نهادم. چون مشعر بود بر سلامتی وجود میمنت مسعودِ عاقبت محمودِ جناب مستطابعالی حفظه اله تعالی کمال ابتهاج و مسرت روی داد. شکرِ خداوند را به جا آوردم امیدوار به درگاه حضرت وهاب جل کبریائه، چنانکه روز به روز بر عمر و عزت دولت و رفعت توفیق و سعادت بلانهایه افزاید و به این شیوه مرضیه باقی بدارد که دایم دعاگویان را در نظر مرحمت داشته باشند. نوشته جوف را رساندم.[1] فوراً جواب مرحمت فرمودند. اینک در جوف عریضه است[2] محرمانه عرض می‌نمایم، جواب باز مرقوم بفرمائید باز هم اگر از همان جوراب ساقه بلند که مرقوم فرموده بودند[3] چند زوج ارسال بفرمائید چون صحبت فرمودند و اظهار التفات زیاد از تحریر احقر بعد فرمودند باید یک وصله[4] به جهت جناب آقا محرمانه‌[5] فرستاد، احقر ندانستم چه عرض کنم ساعت یا انگشتر یا چیز دیگر آن هم اگر می‌دانستم خوب بود که مرقوم می‌فرمودید و همین عریضه احقر را فوراً پاره بفرمائید.[6]

امید است با هر چاپار (پیک نامه‌بر) به دو کلمه مفتخر فرمائید اگر از وضع همسایه مطلع بودم ضرر نداشت‌[7] زیاده عرض و جسارتی جز التماس دعا ندارم اطال اله عمرکم و ابقاکم برب العباد احقر و اعیان – سیاح

[1] یعنی نامه یکی از علمای زنجان را به ظل‌السلطان رسانده (جوف در اینجا به معنی همراه می‌باشد.)

[2] یعنی نامه ظل‌السلطان ضمیمه نامه حاج سیاح است.

[3] از این نامه و نامه‌های دیگری که مربوط به دوران ناصری است به این نکته پی برده می‌شود که در خمسه (زنجان و توابع آن) جوراب‌های لطیفی بافته می‌شد که بسیار ظریف و کم نظیر بود.

[4] احتمالا در اینجا کلمه صله به معنی سوغاتی می‌باشد.

[5] به نظر می‌رسد ارتباط میان ظل‌السلطان و یکی از علمای زنجان از جهت فراهم آوردن مقدمات انتخاب ظل‌السلطان برای مقام ولیعهدی بوده است و چون یکی از علمای زنجان از شاگردان مورد توجه میرزای شیرازی بود، حاج سیاح در راه این هدف رابط بین ظل‌السلطان و یکی از علمای زنجان بوده است و حدس دیگر در مورد کلمه محرمانه این است که این نامه پس از انحلال فراموشخانه به وسیله ناصرالدین شاه نوشته شده و برملا شدن آن موجب گرفتاری اعضای فراموشخانه منحل شده، می‌شده است. آن چه از این نامه و نامه‌های دیگر حاج سیاح برمی‌آید در زمان ناصرالدین شاه اعضای فراموشخانه در شهر کوچکی مانند زنجان به طور جدی فعال بوده‌اند.

 

[6] حاج سیاح در تمام نامه‌هایی که به یکی از علمای زنجان نوشته، این تذکر را داده است و آنچه با توجه به سوابق سیاسی حاج سیاح به نظر می‌رسد این است که این گروه در فکر ایجاد تغییراتی در هیأت حاکمه بوده‌اند.

[7] کلمه همسایه ظاهراً رمزی است یا نام شخصیست میان نویسنده و گیرنده نامه.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *