پیمان استعماری

این رویداد در پایان یک سلسله وقایع شومی که نزدیک بود استقلال میهن ما را بر باد دهد، اتفاق افتاد. دولت های استعماری روس و انگلیس در سال 1907 میلادی (111 سال پیش) پس از سالها کشمکش و رو در رویی در این منطقه پیمان محرمانه ای بستند و بر اساس این پیمان شمال ایران که شامل خراسان، گیلان، مازندران و آذربایجان می شد  منطقه ی نفوذ روس، و جنوب ایران منطقه ی نفوذ انگلیس و بخش مرکزی منطقه ی تحت نفوذ شاه ایران شناخته شده بود.

به خاطر این پیمان دولت انگلستان نمی توانست مانند گذشته از مشروطه خواهان و آزادی خواهان ایران حمایت کند و در سایه ی چنین پیمانی دولت استعماری روسیه تزاری بر خلاف موازین بین المللی به بهانه ی استخدام مستر شوستر آمریکایی که توسط مجلس شورای ملی ایران به سمت خزانه دار کل کشور منصوب شده بود نیروهای نظامی خود را تا نزدیکی های پایتخت مستقر کرد و با دادن اولتیماتوم های پیاپی مجلس ایران را منحل نمود و نظامیان تزاری در آذربایجان، مجاهدان و آزادی خواهان ایران را به چوبه دار سپردند و در همین سالهای شوم بود که محمد علی میرزای مخلوع نیز با توافق ضمنی روس ها جهت بازپس گرفتن تاج و تخت خویش به ایران بازگشت و بدین ترتیب سراسر خاک این کشور دستخوش هرج و مرج و نابه سامانی شد. در ایالات مختلف ایران کنسولگری های روسیه نیز به منظور حمایت از بازگشت شاه برکنار شده، اشرار و ماجراجویان را حمایت می کردند. حوادثی که منجر به به توپ بسته شدن حرم مطهر شد ناشی از همین سیاست روسیه تزاری بود زیرا آنها در آغاز به هرج و مرج طلبان کمک کردند تا زمینه ی بازگشت محمد علی میرزا (شاه سابق) را فراهم سازند. لیکن هرج و مرج،آن چنان بالا گرفت که مقامات محلی و نیروهای روسی مستقر در محل، قادر به جلوگیری از اشرار نشدند و این بار شاهزاده دابیژا کنسول روسیه تزاری در مشهد همان کسانی را که به تحریک خود او و به حمایت روس ها در حرم متحصن شده بودند را به گلوله بستند.

در این حادثه دردناک علاوه بر آنکه 415 نفر جان خود را از دست دادند حدود 60 گلوله توپ به گنبد مطهر و مساجد اطراف شلیک شد که خسارات زیادی فراهم آورد.

دو سال پس از این واقعه ی شوم، جنگ جهانی اول آغاز شد، و فروپاشی 4 امپراتوری بزرگ روسیه تزاری، عثمانی، اتریش و آلمان حاصل این جنگ پر تلفات جهانی بود. در این میان سرگردانی و بلاتکلیفی ارتش روسیه تزاری در ایران بر وخامت اوضاع افزوده بود زیرا افسران عالی رتبه و مقامات کنسولی امپراتوری روس در ایران، اگر به روسیه انقلابی بر می گشتند اعدام می شدند. گفته می شود که شاهزاده دابیژا که به فرمان او حرم مطهر به توپ بسته شده بود در مشهد گدایی می کرد همچنین خان ملک ساسانی رایزن سفارت ایران در ترکیه می نویسد: که روزی در سفارت ایران در اسلامبول ژنرال باراتوف (فرمانده کل نیروهای نظمی تزاری در ایران)  لنگ لنگان  با چوب زیر بغل به سفارت ایران آمد و از مقامات سفارت تقاضای کمک مالی کرد و ما پولی جمع کردیم و به او دادیم. این بود سرنوشت خفت بار فرماندهان نظامی، سفیر و کنسولهای امپراتوری ستمگر تزاری در ایران که به دلیل وقوع انقلاب روسیه نه راه پیش داشتند و نه راه پس.  و به ناچار تن به گدایی دادند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *