رفتن به محتوا رفتن به فوتر

تاریخچه بریگاد و دیویزیون قزاق-43

کاساکوفسکی و قرارداد قرضۀ ایران از روسیه و دولت های اروپایی

آن قسمت از خاطرات«کلنل کاساکوفسکی» که مربوط به قرارداد قرضۀ ایران از روسیۀ تزاری است، از آن جهت حائز اهمیت است که می بینیم این سرهنگ ستاد نایب السلطنۀ قفقاز که برای تعلیم سوارکاران بریگاد قزاق به ایران آمده بود، در پیچیده ترین زد و بندهای پشت پردۀ سیاست ایران وارد می شود و با دخالت در حساس ترین مسائل دیپلماسی تا آنجا پیش می رود که سفارتخانه و دیپلمات های کشور خودش را هم قبول ندارد. او فعالیت های پنهانی عمال انگلیسی را زیر نظر می گیرد و با پی بردن به زدوبندهای پشت پرده به دیپلماتهای روسی هشدار می دهد. «کاساکوفسکی» در تاریخ 26 سپتامبر 1896 با اطلاع از مذاکرات پنهانی دولت ایران و دولت های اروپایی یادداشتی برای «شچگلوف»به کاخ ییلاقی سفارت روسیه واقع در«زرگنده» فرستاده می نویسد:

«اگرچه مطمئن هستم که شما در جریان، وارد هستید، معذالک وظیفۀ خود می دانم به استحضار برسانم که دولت ایران تصمیم گرفته است هشت میلیون تومان با شرایط زیر استقراض نماید؛ قرضۀ بیست ساله است که در این مدت، اصل وام و منافع آن باید مستهلک گردد. تضمین آن عبارت از چهارصد و پنجاه هزار تومان است که بعد از برکناری صدراعظم به درآمد سالیانۀ گمرک اضافه شده است. دولت ایران در نظر دارد قرارداد قرضه را با آلمان منعقد کند، ولی بلژیکی ها مدعی هستند که آنها آنقدر سرمایه بدون سود در ایران به مصرف رسانده اند(چراغ گاز، کارخانۀ قند و راه آهن شاه عبدالعظیم) که به حکم انصاف دولت ایران باید از آنها استقراض نماید. در مدتی که مذاکرات دولتِ بی تصمیم ادامه داشت، عده ای از اشراف درجه یک پیشنهاد می نمودند که قرضه از روسیه گرفته شود… همۀ هشت میلیون در حال حاضر مورد نیاز ایران نیست، ولی دولت تصمیم گرفته است آن مبلغ را دریافت نماید، به امید اینکه:

  • قرض امتیاز تنباکو را تصفیه نماید.
  • با بانک شاهی تصفیه حساب نماید.
  • وجه برات های معوقه بابت نگهداری قشون و به طور کلی همۀ حقوق ها و مستمری های سنوات اخیر را بپردازد.

تلاش برای استقراض

«مظفرالدین شاه» و همراهانش که سال ها دور از پایتخت در آذربایجان مستقر بودند، گمان می کردند«ناصرالدین شاه» خزانۀ پری برای آنها باقی گذاشته است. اما به زودی دریافتند که خزانه خالی است.«مظفرالدین شاه» که قدرت ادارۀ کشور و درک سیاسی پدر را نداشت، به کلی در برابر اعمال نفوذ خارجی ها عاجز بود و به جای آنکه از رقابت بین روس و انگلیس که در آن زمان به منتها درجه رسیده بود، به نفع مملکت استفاده کند، اقدام به گرفتن قرضه و اعطای امتیازات خطرناک به این دو دولت استعماری نمود.

شاه جدید در آغاز سلطنت خود در ماه ژوئیۀ 1896«امین الدوله» را به صدارت منصوب کرد، ولی او در زمینۀ استقراض توفیقی حاصل نکرد و با سقوط کابینۀ او«شیخ محسن مشیرالدوله»از سوی شاه برای گرفتن قرضه، مأمور مذاکره با دولت های خارجی شد. تلاش«شیخ محسن مشیرالدوله» برای استقراض از دولت های خارجی هشت ماه به طول انجامید و چون از این مذاکرات نتیجه ای حاصل نشد، شاه قاجار بار دیگر به«امین السلطان»متوسل شد. در این تاریخ«میرزاعلی اصغرخان امین السلطان» در شهر قم به حالت تبعید به سر می برد و همان طور که قبلاً نوشتیم، عوامل فرمانفرما و دشمنان او که قصد جانش را داشتند، به خاطر مراقبت های شبانه روزی محافظینی که«کلنل کاساکوفسکی» در لباس نوکران زائرین آستانۀ مقدسه دور و بر خانۀ او گماشته بود، نتوانسته بودند گزندی به او برسانند. سرانجام «امین السلطان» برای سامان دادن به کار قرضه به تهران احضار شد و بدون داشتن شغل رسمی با همدستی دوست قدیم خود«کلنل کاساکوفسکی» مقدمات استقراض از دولت روسیۀ تزاری را فراهم کرد.

سقوط امین الدوله و صدارت دوبارۀ امین السلطان

پیشتر گفتیم که «فرمانفرما» و درباریان متمایل به سیاست انگلستان چگونه صدراعظم مقتدری چون«امین السلطان» را با آن همه خدمتی که به شاه جدید کرده بود، با تمهیداتی محرمانه در اوج قدرت، معزول و تبعید کردند.«امین السلطان» در طول مدت زمامداری«فرمانفرما» و«شیخ مشیرالدوله» و«امین الدوله» به حال تبعید در قم تحت نظر بود. با سقوط کابینۀ«امین الدوله» در شرایطی که موضوع قرضه، مهمترین مسئلۀ ایران شده بود،«امین السلطانِ» از تبعید برگشته که هنوز هیچ شغل رسمی دولتی نداشت، دست به کار شد و«کاساکوفسکی»هم به او پیوست. «کاساکوفسکی» می نویسد:

یادداشت کاساکوفسکی دربارۀ مذاکرات قرضه

«مارتیروس خان» در حضور«امین السلطان»-5 ژوئیه- مسئلۀ مالیات و تغییرات دربارۀ قرضۀ تازه از انگلستان به مبلغ چند میلیون و نامعین بودن وضع خود«امین السلطان»، بی اندازه سبب نگرانی شده بود به نحوی که بالاخره تصمیم گرفتم امشب «مارتیروس خان» را به نزد«امین السلطان» بفرستم… قبل از حرکت«مارتیروس خان» خلاصه ای از مسائلی که او باید در نزد «امین السلطانن مطرح نماید، تنظیم و به دست وی سپردم… مطالب زیر در ملاقات روشن گردید:

  • دولت ایران پول ندارد و امیدی هم به این که مالیاتی از استان ها برسد، ندارد. به این جهت شاه می خواهد به هر قیمتی و از هر راهی که باشد، پول تحصیل نماید.
  • انگلیس به خوبی این مطلب را درک نموده و سعی و کوشش دارد که این فرصت درخشان را از دست نداده، دست و پای کشور ایران را بی رحمانه در تارهای وام خود بپیچد.

خونسردی و سستی روسیه در چنین موقعیتی واقعاً حیرت آور است… مذاکرات قرضه به سرعت پیش می رود، ولی اعضای سفارت روس، تمام این مدت را در کوه ها و پیک نیک ها وقت گذرانی می فرمایند…

شرایط عمدۀ این قرارداد استعماری که به جرأت می توان آن را «آغازِ پایان ایران» نامید، از این قرار است:

انگلستان قرضه ای به ایران می پردازد به مبلغ یک میلیون و دویست و پنجاه هزار لیره با سود 5% به مدت پنج سال، ولی این مبلغ، تمام و کمال پرداخت نخواهد شد، بلکه قرضه های زیر از آن کسر میگردد:

  • 450 هزار لیره قرض انحصار تنباکو.
  • در حدود 3000 هزار لیره بدهی دولت به بانک شاهی.
  • و یک مبلغ جزئی که بانک استقراضی روس طلبکار است.

مضافاً اینکه انگلیس مبلغ 225 لیره بابت مخارج و رشوه های پرداختی از کل مبلغ وام کسر و به جای 1250 هزار لیره فقط 1025 لیره می پردازد و دولت ایران باید سالی 70 هزار لیره بابت استهلاک وام به دولت انگلیس بپردازد، انگلیس بابت تضمین قرضه، کلیۀ گمرک جنوب ایران را به گرو می گیرد.

8 ژوئیه (30/4/1276)«امین السلطان» تقاضا نمود که من هم امروز با سفیر ملاقات نمایم.«امین السلطان» تصمیم گرفته است که قرضۀ انگلیس را به هم بزند، آن هم در موقعی که خود در رأس امور نیست و به علاوه از حیث علاقه مندی به روسیه مورد سوءظن است. بالاخره چون به او گفته بودم که روسیه نیز حاضر است این قرضه را به شرایط منصفانه تری بپردازد،«امین السلطان» آماده شده است ریسک بکند. پول هم باید فوراً به دولت ایران برسد؛ زیراکه انگلستان بلافاصله فشار خواهد آورد که قرضۀ انحصار تنباکو و طلب بانک شاهی و سایر مطالب انگلستان فوراً مستهلک گردد. بدین جهت«امین السلطان» اصرار دارد که سفیر روس هم امروز جواب قطعی بدهد که آیا روسیه حاضر است برای آنکه بتوان یکسره از شر انگلیس خلاصی یافت، بلادرنگ وجه مورد نیاز را بپردازد یا نه؟ … ظاهراً در پترزبورگ اهمیت این قرضه را درک نموده اند؛ زیراکه از طرف وزیر دارایی به سفیر دستور رسید که با دولت ایران دربارۀ قرارداد قرضه ای تحت شرایط کلی زیر وارد مذاکره شود:

  • بانک بین المللی روس 40 میلیون فرانک می پردازد، در مقابل نشر سهام با 85% قیمت طبیعی سهام، با سود 5% به مدت چهل سال که منافع آن سال به سال پرداخته شود، به اضافۀ یک میلیون فرانک بابت استهلاک اصل سرمایه.

تضمین عبارت خواهد بود:

  • درآمد تمامی گمرک ایران اعم از شمال و جنوب. یک نفر بازرس نیز تعیین خواهد شد برای مراقبت در اینکه وجوه گمرکی به طور منظم بابت استهلاک قرضه پرداخته شود. هرگاه دولت ایران اقساط وام را مرتب نپردازد، بانک بین المللی حق خواهد داشت کمیسیونی از اعضای خود برای کنترل عوائد گمرک تعیین و مأمور نماید.
  • درآمد کلیۀ شیلات بحر خزر(که در حال حاضر وحشیانه از طرف لیانازوف بهره برداری می شود)«امین السلطان» برای اینکه نزد شاه و اطرافیانش زیاد به طرفداری از روسیه مظنون نشود، بیشتر متمایل بود که این وام در فرانسه صورت گیرد، ولی با تضمین روسیه. بدین مناسبت سفیر روس به من دستور داد که در 22 ژوئیه شخصاً بدون«مارتیروس خان» نزد«امین السلطان» رفته و مطالب زیر را به اطلاع وی برسانم. اصولاً سفیرهیچگونه مخالفتی با اینکه قرض در پاریس صورت گیرد ندارد، ولی وظیفۀ خود می داند متذکر گردد که قرض در فرانسه برای ایران اشکالات زیاد در بر خواهد داشت. در روسیه پول حاضر است و تشریفات آن ممکن است در ظرف سه چهار هفته به توسط«میرزا رضاخان ارفع الدوله» سفیر ایران در پترزبورگ انجام شود، در صورتی که در پاریس باید شرکتی تشکیل گردد، اعضایی برای شرکت پیدا شود، سهامی منتشر گردد و غیره غیره که لااقل شش ماه وقت خواهد گرفت و حال آنکه پول به فوریت مورد نیاز است. گذشته از آن در پترزبورگ تمام کارها را می توان تنها به وسیلۀ«ارفع الدوله» به انجام رسانید، در صورتی که اگر در پاریس باشد، مداخلۀ زیادی را ایجاب خواهد نمود. به علاوه پر واضح است که فقط با دولت روس سر و کار داشتن به مراتب آسانتر است تا با دولت روس و فرانسه.

«امین السلطان» پس از استماع توضیحات فوق گفت همۀ اینها درست، ولی اگر انگلیس ها شاه را سخت تحت فشار قرار دهند، با آنها چه کنیم؟ گفتم اولاً انگلستان حق اعتراض نخواهد داشت؛ زیراکه این وجه را دولت نمی دهد، بلکه پرداخت کننده، بانک بین المللی است، یک شرکت خصوصی به شمار می آید؛ ثانیاً روسها پیشنهاد می کنند سهام را از قرار %85 منتشر نمایند. ممکن بود بالاخره از آن حتی تا 90% هم صادر نمایند و اگر این کار را نمی کنند برای این است که مبالغی هم بابت رشوه در نظر می گیرند و اگر شما از رشوه صرف نظر کنید، شاید روس ها به 90% یا بیشتر هم رضایت دهند و تازه همان 85% هم بهتر از قرضۀ انگلیس ها است؛ زیراکه آنها حداکثر 82% تا 83% پیشنهاد می نمایند. روسیه تعهد می کند وجه را در چند قسط بپردازد، در ضمن قسط اول ممکن است مبلغ بزرگتری باشد. روسیه قرضه را چهل سال پیشنهاد می کند ولی ممکن است با شصت سال موافقت نماید.

… سفیر به من می گفت که انگلیس ها آن قدر مأیوس شده اند که با مشاهدۀ علاقۀ آشکار«امین السلطان» نسبت به روسیه و خود شاه، حاضر شده اند و به روسیه پیشنهاد کرده اند که آشکارا وارد معامله شوند و برادر وار با روسیه قسمت نمایند؛ انگلیس بیست میلیون بدهد و جنوب را بردارد و روسیه هم بیست میلیون بدهد شمال ایران را بردارد ولی سفیر روس از جواب صریح طفره رفته است.

اشتراک گذاری

ارسال نظر