مقاله ای منتشر نشده از دکتر نوایی درباره مهدعلیا

 

 

24 سال پیش که دست اندر کار راه اندازی روزنامه ی جدیدی بودیم به منظور دستیابی به شمارگان مورد نظر، قرار بر این شد که در هر استان ویژه نامه ای که معرف فرهنگ و سوابق تاریخی آن استان باشد منتشر کنیم و سامان دهی این کار بر عهده ی این نویسنده بود. استان آذربایجان نخستین ایالتی بود که در دستور کار ما قرار گرفت و من از چند شخصیت برجسته ی فرهنگی دعوت به عمل آوردم تا برای تهیه چنین ویژه نامه ای با ما همکاری کنند، خوشبختانه شادروان یحیی ذکاء، استاد عبد الحسین نوایی، شادروان نجفقلی پسیان و عنایت الله رضا که روانشان شاد باد، این پیشنهاد را پذیرفتند و من مدت زمانی افتخار مجالست با این بزرگان ارجمند را داشتم. این ویژه نامه مدت کوتاهی منتشر شد ولی به دلائل مختلف ادامه نیافت. اخیراً در میان اوراق بازمانده از آن ایام مقاله ای از استاد بزرگوار عبدالحسین نوایی یافتم و دریغم آمد که آن را منتشر نکنم. دکتر عبد الحسین نوایی محقق ارجمند تاریخ معاصر ایران که عمر پربار خود را صرف تحقیق در تاریخ معاصر ایران کرده بود در اواخر عمر معتقد شده بود  که تاریخ معاصر ایران آکنده از حب و بغض عای فراوان است. از این رو معتقد بود که باید تاریخ معاصر ایران را دوباره نوشت و در راستای چنین اندیشه ای بر نوشته های دوران جوانی خویش نیز ایرادهایی را عنوان می کرد از جمله مقالاتی که ایشان نوشته بود و موفق به چاپ آن نشدیم مقاله ای بود درباره مهدعلیا مادر ناصرالدین شاه قاجار این مقاله به خوبی نشانگر دید خاص و متحول شده استاد بر تاریخ معاصر ایران است. امید آنکه خوانندگان گرامی برگی از تاریخ چاپ این مقاله را حمل بر حمایت از جریان خاصی نکنند. تعصب در نگارش تاریخ اهل تحقیق را به کج راهه می کشاند لذا باید هر سخن تازه ای را به گوش جان شنید و پیرامون آن به دقت مطالعه کرد . از اهل تحقیق و صاحب نظران گرامی تقاضا دارم که اگر در تائید یا رد این نظریه سخنی دارند با ما در میان بگذارند. برگی از تاریخ بی تردید از اظهار نظر صاحب نظران، صمیمانه استقبال خواهد نمود.

مقاله ای منتشر نشده از دکتر نوایی درباره مهدعلیا

درباره مهد علیا (ملک جهان خانم) مادر ناصرالدین شاه قاجار کم و بیش مقالاتی نوشته شده است، بیشتر نویسندگان این مقالات در مورد وی به نکاتی اشارت کرده اند که از شهوترانیها و شاهدبازیها و دسایس و تزویرات وی حکایت میکند و او را زنی معرفی میکنند بی بند و بار و کم عفاف و دسیسه باز. بدیهی است که این داوری های تند و نوعا شتاب زده ناشی از رفتار مهدعلیاست نسبت به میرزا تقی خان امیرکبیر، زیرا در اذهان چنین جای گزین شده که مهدعلیا عامل اصلی در عزل و قتل امیر بوده است. بی آنکه بخواهیم او را در این مورد پاک و منزه و بری الذمه نشان دهیم،و باز بی آنکه بخواهیم به تندی و خشونت دور از سیاست امیر اشاره کنیم که دانسته و ندانسته در پیش رو و پشت سر آن زن یعنی مادر یک شاه مستبد جوان و تازه به سلطنت رسیده و خام،هرچه میخواست میگفت و هرچه میخواست میکرد و به هیچ وجه جانب احترام را نسبت بدو که مادر زنش هم بود، رعایت نمیکرد، باید بگوئیم که مهدعلیا در جوانی هرچه بود، همین که پا به سن گذاشت و شاید هم بر اثر ندامت وجدانی که بعد از قتل امیر احتمالا برای او روی داده،از شور و شر نخست کناره گرفت و زندگانی جمع و جوری برای خود ترتیب داده و مدرسه و مسجدی را که پدرش امیرقاسم خان ساخته و به مرور زمان خراب شده بود ترمیم کرد و توسعه بخشید و متولی وقف و ناظر و کتابدار و موذن و پیش نماز معین نمود و کتابخانه ارزنده ای بر آن وقف کرد که امیدوارم قریبا همه این اسناد ارزنده را منتشر کنم.اما مطلبی که میخواستم به عرض برسانم آن که این زن با همه قدرت و نفوذ که حتی چهل روز در فاصله حرکت ناصرالدین شاه از تبریز و رسیدنش به تهران همه کاره کشور بود و کلیه امور به سر انگشت تدبیر او میچرخید، بر خلاف تصوری که همگان از سلطنت قاجاریه و سلطنت آن دارند، نه تنها ثروتمند نبود بلکه گاهی مجبور بود اجناس را نزد این و آن گرو بگذارد تا از وجه آن بتواند آبروداری کند و به قول مورخین قاجاری حشمت سلطنت را پاس دارد.

در این باره دو سند از او در دست است که در حاشیه سندها به خط خوب خود، موضوع  رهن را تائید و موکدا تسریح کرده است که سر موعد، وام خود را پرداخته و دین خود را ادا خواهد نمود. و زیر تائید و تعهد خود مهر کوچکی زده با سجع  ساده (مهدعلیا)  همان زنی که روزگاری با فخر تمام مهر بر پای اسناد دولتی میزد با سجع (شه جم نگین را مهین مادرم). تاریخ این گروگذاری ها و تمسک (قبض) دادنها و تعهدها سال 1289 است یعنی یک سال قبل از مرگش.پیدا شدن این گونه اسناد این نظر را تائید میکند که درباره ی قاجاریه باید تجدید نظر کرد. باری این است یکی از آن دو سند:

یا امام ضامن (ع)

از مال خاص خالص علیا جاه زوجه ی خسرو خان مبلغ دویست و چهل تومان اصلا  فرعا بر ذمه این جانب است که ان شاالله تعالی وجه مزبور  را از حال تحریر الی انقضای مدت شش ماه کامل هلالی  کارسازی نمایم و عذری که خلاف شرع بوده باشد نیاورم به رهن نهاده ام در نزد علیا جاه مشارالیها یک عدد قهوه سینی طلا که ان شاالله تعالی بعد از ادای   تنخواه سینی مذبوره را دریافت نمایم و کان ذلک فی بیستم شهر رمضان المبارک سنه1289

این شرح را منشی وی نوشته و بسیار روشن است که خط زنانه است و مهدعلیا خود در حاشیه نوشته:

(این معامله متن، صحیح است.ان شاالله در سر مدعوی که قرار گذاشته ایم کارسازی خواهد شد. سنه 1289) جای مهر:مهدعلیا اسناد دیگری هم در دست است که حکایت از میزان قروض متعدد او به تجار میکند و ارز نوع اجناسی که به رهن گذاشته است. بسیاری از این قروض به علت مرگ وی پرداخت ناشده مانده و بعد از مرگ وی از ما ترک و قروض طلاکاران پرداخت شد.جالب توجه این است که پشت این سند نوشته شده:

 به توسط خیرالحاج حاجی آقا محمدتاجر،تنخواه (وجه)این تمسک (قبض سند) اصلا  فرعا تا الی این تاریخ به این کمینه رسید و اسباب گرو را رد کردیم به حاجی مزبور فی شهر شوال المکرم 1289 با مهر یا فاطمه

یعنی وجه پرداخت شده و ظاهرا مهدعلیا اشیای دیگری را نزد تاجر مزبور گرو گذاشته و خرده قرض ها را پرداخت کرده است.

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *